چندی پیش با یکی از دوستان سرگرم بالا و پایین نمودن مسائل سیاسی روز بودیم که بحث مطابق معمول از مسیر اصلی خارچ و به امورات فلسفی و ایدئولوژیک کشیده شد. نظر این دوست عزیز این بود که یکی از علل وجود تفرقه و تضاد عمیق بین افراد و گروههای سیاسی که باعث بروز دگماتیسم سیاسی و عدم همکاری و همراهی گردیده خود محوری در اشکال خود شاهی و خود امامی است. این ضعف در نقطه مقابل بی نظری ، بی تفاوتی، و دنباله روی کورکورانه یا مریدوارگونه است. نقطه مشترک عمده این دو برخورد ذهن گرائی، نفی و یا چشم پوشی عمدی واقعیتهای عینی به خاطر مصالح و منافع فردی یا گروهی،و یا رکود و سکون در زمینهای تحول و رشد انسانی و سیاسی است. جمع بندی او این بود که یکی از شیوه های عمده غلبه براین نقیصه رشد و پروش بینش و تفکر پویا و انتقادی میباشد که از خود شروع و به محیط پیرامون بسط یابد
ضمن تائید جوهر صحبت این دوست به او گفتم که به کرات شاهد بوده ام که افراد برای انکه خودیت و نظر خود را ثابت کنند یا به فاکتهای غیر واقعی متوسل شده ویا حقایق را مطابق نظر و منفعت خود تحریف نموده اند. متاسفانه مشکل خودمحوربینی یاخود بزرگ بینی روی قضاوتهای فردی و اجتماعی ما هم تاثیر فراوانی میگذارد. کرارا اتفاق افتاده که نظر ما نسبت به دوستان و آشنایان نزدیک یکشبه عوض شده بدون اینکه واقعا در رفتار و یا کردار آنها تغییری رخ داده باشد. متناسب با شرایط فردی خود و یا صرفا بر مبنای چند برخورد خوب یا بد نسبت به خودمان، افراد را ارزیابی نموده و در باره آنها قضاوت می کنیم. در اکثر موارد تصویرهای غیر واقی و ذهنی از دیگران ساختن، تغییر الویتهای شخصی،رقابتهای مادی و اجتماعی، منافع فردی، گروه گرائی و جبهه تعیین کردن، انداختن اشتباهات فردی خود روی دیگران، و...... نقش تعیین کننده تری در تغییر دید ما نسبت به دیگران داشته و دارد تا تغییر شخصیتی و رفتاری آنها. منتها، اقرار و قبول چنیین دلائلی بر خلاف منیت و خودمحوری ما خواهد بود. خ
ضمن تائید جوهر صحبت این دوست به او گفتم که به کرات شاهد بوده ام که افراد برای انکه خودیت و نظر خود را ثابت کنند یا به فاکتهای غیر واقعی متوسل شده ویا حقایق را مطابق نظر و منفعت خود تحریف نموده اند. متاسفانه مشکل خودمحوربینی یاخود بزرگ بینی روی قضاوتهای فردی و اجتماعی ما هم تاثیر فراوانی میگذارد. کرارا اتفاق افتاده که نظر ما نسبت به دوستان و آشنایان نزدیک یکشبه عوض شده بدون اینکه واقعا در رفتار و یا کردار آنها تغییری رخ داده باشد. متناسب با شرایط فردی خود و یا صرفا بر مبنای چند برخورد خوب یا بد نسبت به خودمان، افراد را ارزیابی نموده و در باره آنها قضاوت می کنیم. در اکثر موارد تصویرهای غیر واقی و ذهنی از دیگران ساختن، تغییر الویتهای شخصی،رقابتهای مادی و اجتماعی، منافع فردی، گروه گرائی و جبهه تعیین کردن، انداختن اشتباهات فردی خود روی دیگران، و...... نقش تعیین کننده تری در تغییر دید ما نسبت به دیگران داشته و دارد تا تغییر شخصیتی و رفتاری آنها. منتها، اقرار و قبول چنیین دلائلی بر خلاف منیت و خودمحوری ما خواهد بود. خ
2 comments:
Did you get a chance to ask your friend about last 3 mistakes he made recently?
Post a Comment